دمنوش هانیس لکافکا ترکیبی از هل، دارچین و سیب خشکشده است و بدون افزودنی عرضه میشود. این ترکیب از نظر تجاری، یک دمنوش ساده اما قابل تعریف است که میتواند در سبد فروشگاههای قهوه و کافهها نقش مشخصی داشته باشد: ارائه یک نوشیدنی گرم، معطر و میوهای ـ ادویهای برای مشتریانی که در کنار قهوه و چای به دنبال گزینهای متفاوت هستند.
ارزش هانیس برای فروشگاه صرفاً در ترکیبات آن نیست؛ ارزش اصلی در این است که فروشنده میتواند محصول را با سه ماده مشخص و قابل فهم برای مشتری توضیح دهد. هل، رایحه معطر و ادویهای ایجاد میکند، دارچین گرما و شخصیت ادویهای نوشیدنی را شکل میدهد و سیب خشکشده یک لایه میوهای و آشناتر به ترکیب اضافه میکند.
برای فروشگاه قهوه، چنین محصولی میتواند بخشی از تقاضایی را پوشش دهد که با قهوههای مختلف پاسخ داده نمیشود. مشتری ممکن است قهوه نخواهد، اما همچنان یک نوشیدنی گرم و خوشعطر بخواهد. در این شرایط، هانیس یک گزینه مشخص و قابل توضیح در اختیار فروشنده قرار میدهد.
از نظر مدیریت سبد نیز فروشگاه الزاماً نباید همه انواع دمنوشها را موجود کند. همان منطقی که در تحلیل Blendهای قهوه لکافکا استفاده شده، در اینجا نیز کاربرد دارد: ارزش یک سبد حرفهای در تعداد محصول نیست، بلکه در پوشش نیازهای متفاوت مشتری با تعداد منطقی SKUهاست. در تحلیل قهوههای ترکیبی لکافکا نیز تأکید شده بود که وقتی محصولات بیش از حد به یکدیگر نزدیک باشند، افزایش SKU میتواند بهجای افزایش انتخاب واقعی، باعث پراکندگی موجودی و دشوار شدن تصمیم مشتری شود.
هانیس در چنین معماری محصولی، جایگاه مشخصی دارد: دمنوش میوهای ـ ادویهای با محوریت سیب، هل و دارچین.
دمنوش هانیس لکافکا از هل، دارچین و سیب خشکشده تشکیل شده و افزودنی ندارد.
این سه جزء، ساختار حسی محصول را بهوجود میآورند و امکان معرفی ساده و حرفهای آن را فراهم میکنند.
هل بخش مهمی از رایحه محصول را تشکیل میدهد و حس معطر و ادویهای ایجاد میکند. دارچین به نوشیدنی شخصیت گرم و ادویهای میدهد و سیب خشکشده در کنار این دو، فضای میوهای و ملایمتری ایجاد میکند.
بنابراین هانیس را نباید صرفاً با عبارت «دمنوش گیاهی» معرفی کرد. توضیح دقیقتر برای مشتری این است که هانیس یک ترکیب میوهای ـ ادویهای از هل، دارچین و سیب خشکشده است که بدون افزودنی تهیه شده است.
این تفاوت در فروش اهمیت دارد. مشتری معمولاً از فروشنده نمیخواهد فقط نام محصول را بشنود؛ میخواهد بداند «چه مزهای دارد؟» و «چه تجربهای خواهم داشت؟»
فروشنده میتواند هانیس را اینگونه معرفی کند:
«اگر دمنوشی با عطر گرم و ادویهای میخواهید که در کنار هل و دارچین، حس میوهای سیب هم داشته باشد، هانیس گزینه مناسبی است. ترکیب آن فقط از هل، دارچین و سیب خشکشده تشکیل شده و افزودنی ندارد.»
این جمله، مشخصات محصول را مستقیماً به یک تجربه قابل درک برای مشتری تبدیل میکند.
هانیس را بهتر است در گروه دمنوشهای میوهای ـ ادویهای و معطر قرار داد.
این جایگاه باعث میشود محصول با یک دمنوش تکمحور مانند چای سیب یا چای به، یا یک دمنوش با شخصیت ترش مانند چای ترش، یکسان دیده نشود.
مشتریای که فقط به دنبال طعم سیب است، ممکن است چای سیب را ترجیح دهد. مشتریای که به عطر و شخصیت به علاقه دارد، ممکن است چای به را انتخاب کند. مشتریای که دنبال طعم ترش و گیاهی است، ممکن است چای ترش ایرانی را انتخاب کند.
اما مشتریای که میگوید «دمنوشی با دارچین و هل و یک حس میوهای میخواهم»، دقیقاً در محدودهای قرار میگیرد که هانیس میتواند برای او پیشنهاد شود.
این همان رویکردی است که در سبد قهوههای ترکیبی لکافکا نیز اهمیت دارد. در آنجا نیز محصولات مختلف قرار نیست همه یک نیاز را پاسخ دهند؛ برای نمونه، Blendهای روبوستا-محور میتوانند برای مشتری قدرت و کافئین بالا مناسب باشند، در حالی که Blendهای متعادل یا عربیکامحور نیازهای حسی دیگری را پوشش میدهند.
بنابراین هانیس نیز نباید بهعنوان «بهترین دمنوش» معرفی شود. جایگاه حرفهایتر آن این است:
هانیس؛ انتخابی برای مشتریای که ترکیب سیب، هل و دارچین و یک تجربه گرم و معطر میخواهد.
پاسخ تجاری معمولاً خیر است.
فروشگاه قهوهای که بخواهد برای هر سلیقه یک دمنوش جداگانه در قفسه داشته باشد، خیلی زود با مشکل افزایش SKU مواجه میشود. هر SKU جدید فقط یک محصول نیست؛ فضای قفسه، سرمایه در گردش، موجودی، آموزش فروشنده، معرفی محصول و کنترل گردش کالا را نیز درگیر میکند.
بنابراین سؤال صحیح برای مدیر فروشگاه این نیست که «چند دمنوش داشته باشیم؟» بلکه این است که:
«با چه تعداد دمنوش میتوانیم بیشترین نیاز متفاوت مشتریان را پوشش دهیم؟»
این دقیقاً همان منطق مدیریت سبد است که در تحلیل دمنوشهای لکافکا نیز مورد تأکید قرار گرفته است: اگر دهها نوع دمنوش داشته باشیم اما هرکدام فقط چند بار در ماه فروخته شوند، تنوع بالا میتواند به هزینه تبدیل شود؛ راهحل، ایجاد یک سبد کوچک اما هدفمند است.
برای مثال، یک سبد منطقی میتواند یک محصول ترش، یک محصول میوهای ساده، یک محصول میوهای ـ ادویهای و یک محصول گیاهی و معطر داشته باشد.
در چنین ساختاری، هانیس میتواند نماینده گروه میوهای ـ ادویهای با هل و دارچین باشد.
این یعنی فروشگاه برای پوشش این نیاز الزاماً مجبور نیست چند محصول بسیار مشابه را همزمان موجود کند.
برای تصمیمگیری B2B بهتر است محصولات را بر اساس «نیاز مشتری» مقایسه کنیم، نه صرفاً نام یا تعداد ترکیبات.
چای ترش ایرانی میتواند پاسخ مشخصی به مشتریای باشد که مستقیماً طعم ترش و گیاهی میخواهد.
چای مراکشی بیشتر میتواند در بخش تجربههای سنتی و سبکهای شناختهشده چای قرار گیرد.
دمنوش شنگرف یک ترکیب میوهای و ترش از زرشک، چای ترش ایرانی، کرنبری، توتفرنگی و سیب خشکشده است و بنابراین برای مشتری علاقهمند به تجربه میوهای و ترش، جایگاه مشخصی دارد.
دمنوش سپیدار از نعناع فلفلی، زنجبیل و لمون گرس تشکیل شده و در گروه دمنوشهای گیاهی تازه و معطر قرار میگیرد؛ بنابراین مشتری هدف آن بیشتر به دنبال حس تازگی، خنکی نعناع، گرمای زنجبیل و رایحه مرکباتی است.
دمنوش چشمه ترکیبی از هل، دارچین و به خشکشده است و در گروه میوهای ـ ادویهای قرار میگیرد. این محصول از نظر ترکیب، نزدیکترین نقطه مقایسه با هانیس است؛ اما تفاوت مهم آن در استفاده از به به جای سیب است. چشمه همچنین طبق دستور موجود قابلیت سرو گرم و سرد دارد.
چای سیب برای مشتریای که به دنبال یک تجربه میوهای با محوریت سیب است، انتخابی ساده و قابل فهم است.
چای به نیز برای مشتریای که عطر و شخصیت میوه به را ترجیح میدهد، جایگاه مشخصی دارد.
در این میان، هانیس با ترکیب هل + دارچین + سیب خشکشده، یک نقطه مشخص ایجاد میکند: ترکیب آشنای سیب با دو عنصر ادویهای و عطری.
از نظر سبد محصول، هانیس و چشمه احتمالاً بیشترین همپوشانی را برای فروشنده ایجاد میکنند، زیرا هر دو در محدوده ترکیبات میوهای ـ ادویهای قرار میگیرند و هر دو از هل و دارچین استفاده میکنند.
اما تفاوت اصلی در جزء میوهای آنهاست.
هانیس بر سیب خشکشده تمرکز دارد، در حالی که چشمه بر به خشکشده استوار است. چشمه در داده محصول خود امکان سرو گرم و سرد دارد و برای سرو گرم نسبت ۲۰ گرم دمنوش به ۱۰۰ گرم آب جوش و سه دقیقه دمآوری در فرنچپرس برای آن ثبت شده است.
این تفاوت از نظر فروش مهم است.
اگر مشتری سیب را بیشتر میپسندد، هانیس میتواند پیشنهاد اول باشد.
اگر مشتری عطر و طعم به را ترجیح دهد، چشمه گزینه مناسبتری است.
اگر مشتری درباره هر دو مردد باشد، فروشنده میتواند تفاوت را بسیار ساده توضیح دهد:
«هر دو هل و دارچین دارند، اما هانیس با سیب خشکشده ترکیب شده و چشمه با به خشکشده.»
این نوع مقایسه، فروشنده را از توضیحهای طولانی بینیاز میکند و انتخاب مشتری را سادهتر میسازد.
هانیس محصولی است که میتوان تقاضای آن را بیشتر از مسیر پروفایل حسی شناسایی کرد.
مشتریای که به رایحههای گرم و ادویهای علاقه دارد، میتواند مخاطب مناسبی برای هانیس باشد.
مشتریای که عطر هل را میپسندد، میتواند با این محصول ارتباط برقرار کند.
مشتریای که سیب را بهعنوان یک طعم میوهای آشنا ترجیح میدهد اما نمیخواهد نوشیدنی صرفاً میوهای باشد، میتواند هانیس را انتخاب کند.
همچنین مشتریای که دارچین را دوست دارد اما به دنبال نوشیدنیای متفاوت از چای دارچین ساده است، میتواند به سمت این ترکیب هدایت شود.
در نتیجه، فروشنده میتواند بهجای پرسیدن «چه دمنوشی میخواهید؟» سؤال دقیقتری بپرسد:
«بیشتر دمنوش میوهای میخواهید یا دمنوشی با عطر گرم و ادویهای؟»
اگر مشتری پاسخ دهد که ترکیب میوهای و ادویهای میخواهد، هانیس میتواند وارد مرحله پیشنهاد شود.
اگر مشتری طعم ترش و میوهای بخواهد، شنگرف گزینه منطقیتری است.
اگر حس خنک و گیاهی بخواهد، سپیدار مناسبتر است.
اگر هل و دارچین همراه با به بخواهد، چشمه گزینه دیگری است.
این دقیقاً همان مدل فروش نیازمحور است که در تحلیل محصولات لکافکا به کار رفته است؛ محصول نباید به همه مشتریان فروخته شود، بلکه باید برای مشتری مناسب خودش پیشنهاد شود.
فرنچپرس، قوری و فیلتر دمنوش روشهای اصلی و مناسب برای تهیه دمنوش هانیس هستند.
فرنچپرس برای فروشگاه قهوه و کافه گزینه بسیار کاربردی است، زیرا در چنین محیطی معمولاً این ابزار از قبل وجود دارد و امکان کنترل مقدار دمنوش، حجم آب و زمان دمآوری را فراهم میکند.
قوری زمانی مناسبتر است که قرار باشد چند فنجان بهصورت همزمان آماده و سرو شود. این روش برای سرو دونفره یا چندنفره نیز مناسب است و از نظر تجربه مشتری میتواند ظاهر سنتیتر و کاملتری داشته باشد.
فیلتر دمنوش برای مصرف تکنفره، خانه و محل کار انتخاب سادهای است و مشتری میتواند بدون نیاز به تجهیزات تخصصی، دمنوش را در یک فنجان آماده کند.
برای هانیس، استفاده از آب داغ و زمان کافی برای دمآوری اهمیت دارد تا ترکیبات معطر هل و دارچین و بخش میوهای سیب فرصت استخراج پیدا کنند.
از آنجا که نسبت دقیق گرم دمنوش به آب برای هانیس در اطلاعات فعلی محصول ثبت نشده است، برای انتشار حرفهای بهتر است یک عدد ساختگی به مشتری اعلام نشود. کافه میتواند در مرحله تست محصول، چند نسبت مختلف را آزمایش کرده و یک دستور استاندارد داخلی تعیین کند.
برای مثال، کافه میتواند سه متغیر را ثابت و ثبت کند: وزن دمنوش، حجم آب و زمان دمآوری. بعد از انتخاب بهترین دستور حسی، همان دستور باید برای تمام کارکنان استاندارد شود.
این کار علاوه بر ثبات کیفیت، امکان محاسبه دقیق هزینه هر سرو را نیز فراهم میکند.
در فرنچپرس، امکان کنترل نسبت دمنوش به آب و زمان دمآوری بالاست و جداسازی مواد پس از استخراج نیز ساده است. برای کافههایی که میخواهند دستور تهیه استاندارد داشته باشند، این ویژگی یک مزیت عملیاتی محسوب میشود.
در قوری، مزیت اصلی حجم سرو بالاتر و مناسب بودن برای سفارشهای چندنفره است. بنابراین اگر یک کافه بخشی از مشتریان خود را با سرو اشتراکی یا دونفره پذیرایی میکند، قوری میتواند گزینه اقتصادیتری از نظر تعداد سرو در هر نوبت باشد.
در فیلتر دمنوش، تجربه بیشتر به سمت سرو شخصی و ساده میرود و برای فروشگاه یا فروش B2C نیز مناسب است.
در مقابل، اسپرسو روش استاندارد تهیه هانیس نیست. این محصول برای عصارهگیری تحت فشار دستگاه اسپرسو طراحی نشده است.
همچنین قهوهساز خانگی و کلدبرو روشهای اصلی هانیس محسوب نمیشوند. اگرچه میتوان با تجهیزات مختلف آزمایشهایی انجام داد، اما برای دستور مصرف رسمی و تجربهای که باید به مشتری پیشنهاد شود، همان سه روش فرنچپرس، قوری و فیلتر دمنوش انتخابهای منطقیتری هستند.
در مورد دمنوش هانیس، مقدار دقیق مصرف برای هر سرو در داده محصول تعیین نشده است. بنابراین به جای اعلام یک عدد غیرمستند، بهتر است ظرفیت سرو را با فرمول عملیاتی محاسبه کنیم.
اگر وزن مصرفی هر سرو را D گرم در نظر بگیریم، از هر ۱۰۰ گرم دمنوش میتوان تقریباً ۱۰۰ ÷ D سرو تهیه کرد.
برای نمونه، اگر کافه بعد از تست حسی خود دوز استاندارد را ۱۰ گرم تعیین کند، هر ۱۰۰ گرم محصول ظرفیت حدود ۱۰ سرو و هر کیلوگرم ظرفیت حدود ۱۰۰ سرو خواهد داشت.
اگر دوز استاندارد ۱۵ گرم باشد، هر ۱۰۰ گرم حدود ۶.۷ سرو و هر کیلوگرم حدود ۶۷ سرو ایجاد میکند.
اگر دوز ۲۰ گرم باشد، هر ۱۰۰ گرم حدود ۵ سرو و هر کیلوگرم حدود ۵۰ سرو ایجاد میکند.
این تفاوت نشان میدهد که دوز مصرفی مستقیماً روی سودآوری محصول اثر میگذارد.
فرض کنیم یک کافه روزانه ۱۰ سرو هانیس بفروشد. در دوز ۱۰ گرم، مصرف روزانه ۱۰۰ گرم و مصرف ماهانه حدود ۳ کیلوگرم خواهد بود.
اگر همان کافه روزانه ۲۰ سرو بفروشد، مصرف ماهانه به حدود ۶ کیلوگرم میرسد.
بنابراین مدیر کافه میتواند موجودی اولیه را براساس فروش واقعی خود تنظیم کند، نه براساس حدس.
برای مثال، در دوز ۱۰ گرم، موجودی ۳ کیلوگرم تقریباً معادل ۳۰۰ سرو است. اگر فروش روزانه ۱۰ سرو باشد، این موجودی تئوریکاً برای حدود ۳۰ روز کافی است.
این نوع محاسبه برای خرید عمده اهمیت دارد، زیرا به فروشگاه اجازه میدهد موجودی را با سرعت گردش محصول هماهنگ کند.
برای محاسبه سودآوری واقعی، قیمت خرید هر کیلوگرم بهتنهایی کافی نیست.
فرض کنیم قیمت خرید هر کیلوگرم هانیس برابر P باشد و دوز استاندارد هر سرو D گرم تعیین شود.
هزینه ماده اولیه هر سرو برابر است با:
P × D ÷ ۱۰۰۰
اگر قیمت فروش یک سرو را S در نظر بگیریم، حاشیه ناخالص قبل از سایر هزینهها برابر خواهد بود با:
S − (P × D ÷ ۱۰۰۰)
در محاسبه حرفهایتر، هزینه آب، ظروف، انرژی، نیروی انسانی، استهلاک تجهیزات و هزینههای عملیاتی نیز باید اضافه شود.
مزیت این روش آن است که مدیر کافه میتواند پس از مشخص شدن قیمت واقعی خرید هانیس، بدون تغییر ساختار مقاله یا مدل، حاشیه سود هر سرو را محاسبه کند.
به همین دلیل، برای تصمیم خرید B2B بهتر است محصول با شاخصهایی مانند هزینه هر سرو، تعداد سرو از هر کیلوگرم، قیمت فروش هر سرو و سرعت گردش موجودی ارزیابی شود.
هانیس مانند بسیاری از نوشیدنیهای گرم، میتواند از طریق فروش بهصورت سرو آماده، ارزش افزوده بیشتری نسبت به فروش ماده اولیه خشک ایجاد کند.
اما سودآوری واقعی آن باید براساس دوز استاندارد محاسبه شود. اگر دوز بدون کنترل افزایش پیدا کند، تعداد سرو قابل تولید از هر کیلوگرم کاهش مییابد و هزینه ماده اولیه هر فنجان بالا میرود.
بنابراین استانداردسازی دستور تهیه برای کافه فقط مسئله کیفیت نیست؛ مستقیماً یک موضوع مالی است.
تکرار خرید زمانی اتفاق میافتد که محصول یک سلیقه مشخص را بهخوبی پاسخ دهد.
هانیس برای مشتریای که ترکیب سیب، هل و دارچین را میپسندد، یک پروفایل قابل تشخیص ایجاد میکند. اگر تجربه مشتری با انتظاری که هنگام خرید داشته مطابقت داشته باشد، احتمال خرید مجدد افزایش پیدا میکند.
فروشگاه نیز میتواند از تاریخچه خرید مشتری برای تشخیص محصولات پرتکرار استفاده کند و در سفارشهای بعدی موجودی هانیس را براساس گردش واقعی تنظیم کند.
هانیس از نظر معرفی محصول، مزیت سادگی دارد.
فروشنده لازم نیست یک فهرست طولانی از مواد ناشناخته را برای مشتری توضیح دهد.
سه جزء مشخص یعنی هل، دارچین و سیب خشکشده به مشتری اجازه میدهد قبل از خرید تصویر نسبتاً روشنی از محصول داشته باشد.
عبارت «بدون افزودنی» نیز یک ویژگی ساده و قابل انتقال برای مشتری است و میتواند در توضیحات قفسه، منو و فروش آنلاین مورد استفاده قرار گیرد.
دمنوش هانیس برای فروشگاههای قهوه که در کنار قهوه بخشی از سبد خود را به دمنوش اختصاص میدهند، گزینه قابل بررسی است.
برای کافهها نیز محصول میتواند در بخش نوشیدنیهای گرم غیرقهوهای قرار گیرد؛ بهخصوص کافههایی که مشتریان آنها علاوه بر قهوه، نوشیدنیهای معطر و گرم سفارش میدهند.
برای فروشگاههای تخصصی چای و دمنوش، هانیس میتواند بهعنوان یک ترکیب میوهای ـ ادویهای در کنار محصولات ترش، میوهای ساده و گیاهی قرار گیرد.
برای فروشگاههای آنلاین نیز ترکیبات مشخص محصول یک مزیت محتوایی ایجاد میکند. مشتری آنلاین میتواند از طریق توضیح محصول متوجه شود که هانیس از هل، دارچین و سیب خشکشده تشکیل شده و افزودنی ندارد.
برای دفاتر و محیطهای کاری نیز میتوان هانیس را بهعنوان گزینهای برای زمانهایی معرفی کرد که مصرفکننده میخواهد از قهوه فاصله بگیرد و یک نوشیدنی گرم و معطر مصرف کند.
بهترین روش معرفی هانیس، شروع از سلیقه مشتری است.
اگر مشتری بگوید «دمنوشی میخواهم که گرم و معطر باشد»، فروشنده میتواند هانیس را معرفی کند.
اگر مشتری بگوید «دارچین دوست دارم ولی یک دمنوش ساده دارچین نمیخواهم»، هانیس میتواند گزینه مناسبی باشد، زیرا دارچین در کنار هل و سیب قرار گرفته است.
اگر مشتری بگوید «طعم سیب دوست دارم ولی دمنوش خیلی ادویهای نمیخواهم»، فروشنده بهتر است ابتدا چای سیب را نیز در نظر بگیرد.
اگر مشتری بگوید «طعم ترش و میوهای میخواهم»، بهتر است فروشنده به سمت شنگرف هدایت شود.
اگر مشتری بگوید «هل و دارچین را با طعم میوهای دوست دارم»، هانیس یا چشمه باید در گزینههای اول قرار بگیرند و تفاوت آنها با جزء میوهای توضیح داده شود.
این روش، به جای فشار برای فروش یک محصول مشخص، انتخاب را براساس نیاز مشتری انجام میدهد و همان منطق فروش حرفهای محصولات لکافکا است.
هانیس بهتر است در بخش دمنوشهای ترکیبی قرار گیرد و نه صرفاً در کنار محصولات بر اساس ترتیب الفبایی.
در یک چیدمان حسی میتوان محصولات ترش و میوهای را در یک بخش، محصولات میوهای ساده را در بخش دیگر و محصولات میوهای ـ ادویهای را در بخش دیگری قرار داد.
در این ساختار، هانیس در کنار محصولاتی مانند چشمه قرار میگیرد، اما توضیح کوتاه ترکیبات آن باید تفاوت محصول را برای مشتری روشن کند:
هل + دارچین + سیب خشکشده | بدون افزودنی
این توضیح کوتاه، از قرار دادن صرف نام محصول روی قفسه کاربردیتر است.
در منوی کافه، بهتر است هانیس فقط با عنوان «دمنوش هانیس» ارائه نشود.
یک توضیح کوتاه مانند:
ترکیب هل، دارچین و سیب خشکشده؛ بدون افزودنی
به مشتری کمک میکند بدون پرسیدن سؤال اضافی تصمیم بگیرد.
برای کافهای که منوی دمنوش محدودی دارد، چنین توضیحی اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا مشتری باید بتواند در چند ثانیه تفاوت گزینهها را تشخیص دهد.
هانیس را میتوان در کنار قهوه نیز بهعنوان محصول مکمل پیشنهاد داد.
برای مثال، فروشگاه میتواند به مشتریای که برای مصرف روزانه قهوه خرید میکند، یک دمنوش هانیس نیز پیشنهاد کند با این منطق که قهوه برای بخشی از روز و دمنوش برای زمان دیگری از روز مصرف شود.
این پیشنهاد نباید صرفاً با هدف افزایش تعداد اقلام فاکتور انجام شود. همانطور که در تحلیل Blendهای لکافکا نیز مطرح شده، محصول مکمل زمانی ارزشمند است که یک نیاز متفاوت مشتری را پوشش دهد.
هانیس میتواند در بستههای هدیه، پک نوشیدنی محل کار یا پک تست دمنوش نیز قرار گیرد.
برای مثال، یک پک کوچک میتواند شامل یک دمنوش میوهای ـ ادویهای مانند هانیس، یک دمنوش میوهای و یک دمنوش گیاهی باشد تا مشتری سه تجربه متفاوت را امتحان کند.
مهمترین ریسک هانیس برای فروشگاه، همپوشانی با محصولات نزدیک است.
اگر فروشگاه همزمان تعداد زیادی دمنوش میوهای ـ ادویهای داشته باشد، باید براساس فروش واقعی بررسی کند که آیا همه آنها ارزش نگهداری دارند یا خیر.
هانیس و چشمه نمونه خوبی برای این تصمیم هستند. هر دو هل و دارچین دارند، اما هانیس با سیب و چشمه با به خشکشده ترکیب شده است. بنابراین اگر مشتریان فروشگاه تفاوت این دو را درک نکنند، وجود هر دو SKU ممکن است ضرورتی نداشته باشد.
راهکار درست، حذف خودکار یکی از محصولات نیست؛ بلکه اندازهگیری گردش فروش و پرسش از مشتریان است.
نکته دوم، استانداردسازی دمآوری است. اگر یک کارمند هانیس را با مقدار کم و کارمند دیگر با مقدار بسیار زیاد تهیه کند، مشتریان تجربه یکسانی دریافت نخواهند کرد و محاسبه بهای تمامشده نیز دشوار میشود.
نکته سوم، نگهداری صحیح است. دمنوش هانیس باید در محیط خشک، خنک و دور از نور مستقیم، رطوبت و منابع بوهای قوی نگهداری شود. بسته پس از مصرف باید بهخوبی بسته شود تا رطوبت و تماس با هوای محیط به حداقل برسد. برای فروشگاه و کافه نیز استفاده از سیستم FIFO، یعنی مصرف موجودی قدیمیتر پیش از موجودی جدید، به کنترل بهتر گردش محصول کمک میکند.
نکته چهارم، نباید برای محصول ادعاهای درمانی قطعی ایجاد کرد. هانیس را باید بر اساس ترکیبات واقعی و تجربه حسی آن معرفی کرد: هل، دارچین، سیب خشکشده و بدون افزودنی.
خیر.
این نکته برای تصمیم B2B بسیار مهم است.
هدف لکافکا نباید این باشد که همه فروشگاهها تمام محصولات دمنوش را موجود کنند. هدف باید این باشد که هر فروشگاه براساس مشتریان خودش، یک سبد منطقی و قابل مدیریت داشته باشد.
اگر مشتریان یک فروشگاه بیشتر به دمنوشهای ترش و میوهای علاقه دارند، شنگرف ممکن است گردش بیشتری ایجاد کند.
اگر مشتریان به دمنوشهای تازه و گیاهی علاقه داشته باشند، سپیدار میتواند نقش مهمتری داشته باشد.
اگر مشتریان به ترکیبات هل و دارچین علاقه داشته باشند، هانیس یا چشمه میتوانند گزینههای مناسبتری باشند.
اگر مشتریان طعمهای ساده و قابل پیشبینی بخواهند، چای سیب یا چای به ممکن است انتخاب سادهتری باشند.
این نگاه باعث میشود سبد فروشگاه از مجموعهای از محصولات پراکنده به یک سیستم پاسخگویی به نیاز مشتری تبدیل شود.
اگر سبد را براساس نقش محصولات طراحی کنیم، میتوان چنین معماریای ایجاد کرد:
چای ترش ایرانی میتواند نماینده گروه ترش و گیاهی باشد.
شنگرف میتواند نماینده گروه میوهای و ترش چندلایه باشد.
سپیدار میتواند نماینده گروه گیاهی، تازه و معطر باشد.
چای سیب میتواند نماینده گروه میوهای ساده با محوریت سیب باشد.
چای به میتواند نماینده گروه میوهای با محوریت به باشد.
چشمه میتواند نماینده گروه میوهای ـ ادویهای با هل، دارچین و به باشد.
هانیس میتواند نماینده گروه میوهای ـ ادویهای با هل، دارچین و سیب خشکشده باشد.
در این معماری، ارزش هانیس در این نیست که محصولی کاملاً بیرقیب باشد؛ ارزش آن در این است که یک نیاز مشخص را با ترکیبی مشخص پوشش میدهد.
این دقیقاً مشابه منطق سبد Blendهای قهوه لکافکاست؛ در آنجا نیز محصولی مانند آلامدا بهعنوان قهوه ۱۰۰٪ عربیکا با اسیدیته پایین، تنواری بالا و پروفایل شکلاتی ـ میوهای، برای یک نیاز مشخص تعریف میشود و قرار نیست جایگزین تمام Blendهای دیگر شود.
دمنوش هانیس لکافکا یک ترکیب میوهای ـ ادویهای از هل، دارچین و سیب خشکشده است که بدون افزودنی عرضه میشود.
از نگاه مصرفکننده، مزیت اصلی آن ترکیب رایحه گرم و ادویهای هل و دارچین با شخصیت میوهای سیب است.
از نگاه فروشنده، مزیت اصلی آن قابل توضیح بودن محصول است. فروشنده میتواند در یک جمله مشخص کند که محصول چه ترکیباتی دارد و چه تجربهای ارائه میدهد.
از نگاه مدیر فروشگاه، هانیس زمانی ارزشمند است که یک جایگاه مشخص در سبد داشته باشد و با محصولات نزدیک خود همپوشانی کنترلشدهای ایجاد کند.
از نگاه کافه، فرنچپرس، قوری و فیلتر دمنوش روشهای اصلی و کاربردی تهیه هستند و استانداردسازی وزن، حجم آب و زمان دمآوری باید بخشی از دستورالعمل داخلی کافه باشد.
از نگاه اقتصادی، معیار تصمیم خرید نباید فقط قیمت هر کیلوگرم باشد. تعداد سرو قابل تهیه از هر کیلوگرم، هزینه ماده اولیه هر سرو، قیمت فروش، حاشیه سود و سرعت گردش موجودی باید همزمان بررسی شوند.
و از نگاه استراتژیک، هانیس نباید «برای همه» فروخته شود. مشتری مناسب آن کسی است که ترکیب سیب، هل و دارچین، رایحه گرم و تجربه میوهای ـ ادویهای را میپسندد.
بنابراین اگر فروشگاه یا کافه بخواهد با تعداد محدودی دمنوش، چند گروه اصلی از سلیقه مشتریان را پوشش دهد، هانیس میتواند بهعنوان یک SKU مشخص در بخش دمنوشهای میوهای ـ ادویهای قرار گیرد.
هدف یک سبد حرفهای، بیشترین تعداد دمنوش نیست؛ هدف، بیشترین پوشش نیاز مشتری با کمترین پیچیدگی موجودی است. همین اصل در طراحی سبد Blendهای لکافکا نیز استفاده شده است.